Sonntag, 20. Dezember 2009

فرصتی کوتاه برای اینکه قم بیدار شود

فرصتی کوتاه برای اینکه قم بیدار شود

Sonntag, 13. Dezember 2009

عکس چه کسی پاره شد؟

در چند روز اخیر موضوع داغ پاره شد عکس خمینی بوده است.
بسیاری این پدیده را موضوعی اتفاقی تحلیل کرده اند که هر روز ممکن است روی دهد ولی حاکمیت با نشان کردن استفاده ی سیاسی از ان کرده است. این در حالیست که در همین چند ماه انچه روی داده از تجاوز و قتل در خیابان و زندان بدون چنین عکس العملی توسط حکومت بوده است. بله بیانی دیگر حاکمیتی دیگر رویداد را بر می گزیند و اهمیت دهی می کند. از سویی دیگر ممکن است اصلن پاره شدن عکس نه توسط مردم یا فردی عادی صورت گرفته باشد بلکه هدفمند توسط حاکمیت انجام شده باشد تا چنین سیاستی اعمال گردد
اما انچه اینجا موضوع تحلیل است با هیچ یک از تحلیل های اشاره شده در بالا همراهی ندارد

پاره شدن عکس چه توسط حاکمیت یا چه توسط فردی معمولی صورت گرفته باشد ولی یاداور مطلبی دیگر است.
عکسی که پاره شد متعلق به انسانی بود که زنده نیست. انسانی که اکنون پیکراو هم تجزیه شده است ولی این انسان زمانی می زیست. در زمان زیست او کسی جرات نداشت حرفی بالای حرف او بزند. خمینی پسوند ایت االهی داشت نه شاهنشاهشاهی که زمینی باشد. پرستش خمینی محدودیت زمانی از نظر ندارد. همین ایت االه دردوران حکومتش کارنامه ی مشخصی دارد که هیچ کس حق انتقاد به انرا نداشته است. این کارنامه ی سیاه و مقدس دانستن ان بستر مناسبی برای فضای دیکتاتوری بعدی شد. ما اینجا اعتقاد به خمینیسم را تجربه می کنیم. اعتقاد به خمینیسم در قدرت دیکتاتوری می سازد مهم نیست رفسنجانی یا خامنه ای یا موسوسی و خاتمی و کروبی باشند. این اعتقاد و عدم امکان انتقاد این کارنامه ی سیاه یا این انسانها را در زمان قدرت فلج می کند یا همان کارنامه را پیاده می کند.

نگاهی به این کارنامه ی سیاه دشوار نیست. خمینی رهبر ایران بود رهبری که از انچه در ایران روی میداد اختیار و اگاهی کامل داشت

فضای اختناق فرهنگی از انچه نسبت به طبیعی ترین حقوق انسانی بود تا طبیعت بشر. از موسیقی و هنر تا ازاد ی بیان

کشتار دگراندیشان بصورت دسته جمعی در زندانهای ایران که نمیتوانست بدون اگاهی واختیار او باشد

سیاست وادامه ی جنگ ایدولوگیک با عراق که منجر به اوارگی و کشتار میلیون ادم شدو منابع از بین رفت
نشاندن بی سواد ترین ادمها در پست های حکومتی
انقلاب فرهنگی اسلاتمی و بسته شدن دانشگاهها و اسلامی کردن سیستم اموزشی کشور
و
و
اکنون باید پرسید
عکس چه کسی پاره شد؟ بله عکس دیکتاتوری مرده.
دیکتاتوری که دیگر اهمیت ندارد ولی پرستشش و خمینیسم اهمیت دارد
خمینیسم سنبل پوپولیسمی است که با شعار های مردمی دیکتاتوری فرهنگی سیاسی را بر کشور اعمال میکند

پاره کردن عکس انسانی مرده چه اهمیتی می تواند داشته باشد ولی گر روی پستری نوشته میشد خمینیسم و پاره می شد انگاه چطور؟

Mittwoch, 4. November 2009

فقط جنبش مردمی در قم حکومت ایران را تکان خواهد داد

فقط جنبش مردمی در قم حکومت ایران را تکان خواهد داد
با تکان خوردن قم بعید بنظر می رسد حکومت ایران بتوانداوضاع را کنترل کند. حکومت نظامی ایران هنوز تا رو پود دینی دارد و نبض ان در چنین شهر هایی است

Sonntag, 1. November 2009

اصلاح طلبان تعداد کشته شده گان را می دانند . ما دوباره برا ی حفظ ابروی کلیت نظام شاهد سکوت سالهای شصت هستیم

شاهد سکوت سالهای شصت هستیم.

اصلاح طلبان بخوبی بخاطر ارتباطاشان می دانند چه تعداد در اعتراضات اخیر کشته شده اند و اصلن صحبت دو یا سه تجاوز نیست. کدیور در سخنرانی عدد سیصد را ازتعداد کشته شدکان طبق منابع موثق اعلام کرده بود. ما شاهد تلاش برای حفظ نظام هستیم. درصورت نبود فیلم کشته شدن ندا اقا سلطان یا بیرون نرغتن مرگ سهراب و چندی دیگر انها هم مخفی می ماندند.

Freitag, 30. Oktober 2009

فریاد بزنیم جمهوری اسلامی در تمامیتش قاتل انسانهاست.

فریاد بزنیم جمهوری اسلامی در تمامیتش قاتل انسانهاست.
قاتل نداها. قاتل سهراب ها. قاتل فریدون فرخ زادها. قاتل هزاران تن در سالهای شصت. قاتل میلیون نفر در ادامه ی جنگ با صدام برای فتح کربلا. فریاد بزنیم جمهوری اسلامی قاتل انسانهاست. قاتل بیرحمانه و قیحانه ی انسانهاست. عامل اوارگی انسانهاست. عامل غم و بخاک نشینی چندین نسل ایرانیست. عامل چپاول کشور ماست... فریاد بزنیم هر که با جمهوری اسلامیست حتا نادانسته قاتل انسانهاست